السيد محمد حسين الطهراني
5
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
پروردگار تو اين بس نيست كه او بر هر چيزى شاهد و حاضر است ؟ ! [ نكاتى دربارهء آيه : سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ] هان ! بدانيد كه : ايشان در لقاى پروردگارشان در شكّ و ترديد به سر مىبرند ! هان ! بدانيد كه : او به تمام اشياء احاطه دارد ! » در اين آيه چند نكتهء مهمّ است : اوّل اينكه : آيات الهيّه كه موصل و راه براى رسيدن بذات اقدس وى هستند ، غير از دو گونه از آيات نيست : اوّل آيات آفاقى ، دوّم آيات انفسى . دوّم اينكه : ضمير در أنّه الحقّ با آنكه ضمير مفرد مذكّر است مرجعى ندارد تا بدان برگردد . كلمهء الله ، ربّ و امثالهما نيامده تا بتواند مرجعش واقع شود . و در اينجا به ضرورت حتميّه بايد يك معنى واحدى كه در كلمهء آيات منطوى است و داراى عنوان وحدت است مرجعش واقع شود ، و آن غير از ذو الايه چيزى نيست . ( كه از شدّت اتّصال و ربط آيه به ذو الايه گوئى نفس آيات از جهت انطباق و ارائهء ذات اقدس حقّ ، خود حقّ هستند . ) و آيات آفاقيّه و انفسيّه با تمام كثرتشان از لحاظ اين ارائه و نشان دادن ، همگى وحدت دارند و يكى مىباشند ؛ و همه حقّند ، و حقّ غير از آنها چيزى نيست . سوّم اينكه : جملهء ألا إنّهم فى مرية من لّقاء ربّهم براى تأكيد همان مطلب اوّل است كه حقّ در همهء موجودات آفاقيّه و انفسيّه ظاهر و متجلّى است ، و هر ظهور عين مظهر است . بنابراين ، آيه مىرساند كه : اين چشمان رمدآلود و خراب با آنكه در همهء موجودات بدون استثناء حقّ را مىنگرد ، معذلك از رؤيت و لقاى حقّ در شكّ است . و با آنكه به هر چه نظاره مىكند ، در اين درياى عظيم عالم امكان غير از حقّ چيزى تجلّى و ظهور ندارد ، و اوست كه به هر چيز محيط است ، و اوست كه در همه جا حاضر و ناظر و شهيد است ؛ ولى معالأسف هريك از اين مردم مبتلا به كثرت و ديوانهء اعتباريّات و رسوم ، و